پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵
۰۳:۰۹:۱۷

متن قانون

قانون مدنی

۱٬۳۳۶ ماده

  1. فصل نوزدهم- در هبه

    ماده ۸۰۰

    در صورتی که عین موهوبه در ید متهب باشد محتاج به قبض نیست.

  2. ماده ۸۰۱

    هبه ممکن است معوض باشد و بنابراین واهب می‌تواند شرط کند که متهب مالی را به او هبه کند یا عمل مشروعی را مجاناً بجا آورد.

  3. ماده ۸۰۲

    اگر قبل از قبض واهب یا متهب فوت کند هبه باطل می‌شود.

  4. ماده ۸۰۳

    بعد از قبض نیز واهب می‌تواند با بقای عین موهوبه از هبه رجوع کند مگر در موارد ذیل: ۱- در صورتی که متهب پدر یا مادر یا اولاد واهب باشد. ۲- در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد. ۳- در صورتی که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود خواه قهراً مثل اینکه متّهب به واسطه فلس محجور شود خواه اختیاراً مثل اینکه عین موهوبه به رهن داده شود. ۴- در صورتی که در عین موهوبه تغییری حاصل شود.

  5. ماده ۸۰۴

    در صورت رجوع واهب نماآت عین موهوبه اگر متصل باشد مال واهب و اگر منفصل باشد مال متهب خواهد بود.

  6. ماده ۸۰۵

    بعد از فوت واهب یا متهب رجوع ممکن نیست.

  7. ماده ۸۰۶

    هر‌گاه داین طلب خود را به مدیون ببخشد حق رجوع ندارد.

  8. ماده ۸۰۷

    اگر کسی مالی را به عنوان صدقه به دیگری بدهد حق رجوع ندارد.

  9. قسمت سوم- در اخذ به شُفعه

    ماده ۸۰۸

    هر‌گاه مال غیر‌منقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی از دو شریک حصه خود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل کند شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده به او بدهد و حصه مبیعه را تملک کند. این حق را حق شفعه و صاحب آن را شفیع می‌گویند.

  10. ماده ۸۰۹

    هر‌گاه بنا و درخت بدون زمین فروخته شود حق شفعه نخواهد بود.

  11. ماده ۸۱۰

    اگر ملک دو نفر در ممر یا مجرا مشترک باشد و یکی از آن‌ها ملک خود را با حق ممر یا مجرا بفروشد دیگری حق شفعه دارد اگر چه در خود ملک مشاعاً شریک نباشد ولی اگر ملک را بدون ممر یا مجرا بفروشد دیگری حق شفعه ندارد.

  12. ماده ۸۱۱

    اگر حصه یکی از دو شریک وقف باشد متولی یا موقوف‌علیهم حق شفعه ندارد.

  13. ماده ۸۱۲

    اگر مبیع متعدد بوده و بعض آن قابل شفعه و بعض دیگر قابل شفعه نباشد حق شفعه را می‌توان نسبت به بعضی که قابل شفعه است به قدر حصه آن بعض از ثمن اجرا نمود.

  14. ماده ۸۱۴

    خیاری بودن بیع مانع از اخذ به شفعه نیست.

  15. ماده ۸۱۵

    حق شفعه را نمی‌توان فقط نسبت به یک قسمت از مبیع اجرا نمود صاحب حق مزبور یا باید از آن صرف نظر کند یا نسبت به تمام مبیع اجرا نماید.

  16. ماده ۸۱۶

    اخذ به شفعه هر معامله را که مشتری قبل از آن و بعد از عقد بیع نسبت به مورد شفعه نموده باشد باطل می‌نماید.

  17. ماده ۸۱۷

    در مقابل شریکی که به حق شفعه تملک می‌کند مشتری ضامن درک است نه بایع لیکن اگر در مواقع اخذ به شفعه مورد شفعه هنوز به تصرف مشتری داده نشده باشد شفیع حق رجوع به مشتری نخواهد داشت.

  18. ماده ۸۱۸

    مشتری نسبت به عیب و خرابی و تلفی که قبل از اخذ به شفعه در ید او حادث شده باشد ضامن نیست و همچنین است بعد از اخذ به شفعه و مطالبه در صورتی که تعدی یا تفریط نکرده باشد.

  19. ماده ۸۱۹

    نماآتی که قبل از اخذ به شفعه در مبیع حاصل می‌شود در صورتی که منفصل باشد مال مشتری و در صورتی که متصل باشد مال شفیع است ولی مشتری می‌تواند بنایی را که کرده یا درختی را که کاشته قلع کند.

  20. ماده ۸۲۰

    هر‌گاه معلوم شود که مبیع حین‌البیع معیوب بوده و مشتری ارش گرفته است شفیع در موقع اخذ به شفعه مقدار ارش را از ثمن کسر می‌گذارد. حقوق مشتری در مقابل بایع راجع به درک مبیع همان است که در ضمن عقد بیع مذکور شده است.

  21. ماده ۸۲۲

    حق شفعه قابل اسقاط است اسقاط به هر چیزی که دلالت بر صرف‌نظر کردن از حق مزبور نماید واقع می‌شود.

  22. ماده ۸۲۳

    حق شفعه بعد از موت شفیع به وارث یا وراث او منتقل می‌شود.

  23. ماده ۸۲۴

    هر‌گاه یک یا چند نفر از وراث حق خود را اسقاط کند باقی وراث نمی‌توانند آن را فقط نسبت به سهم خود اجرا نمایند و باید یا از آن صرف‌نظر کنند یا نسبت به تمام مبیع اجرا نمایند.

  24. فصل اول- در کلیات

  25. ماده ۸۲۶

    وصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی را از مال خود برای زمان بعد از فوتش به دیگری مجاناً تملیک کند. وصیت عهدی عبارت است از اینکه شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفات دیگری مأمور می‌نماید. وصیت‌کننده موصیٖ، کسی که وصیت تملیکی به نفع او شده است موصیٰ‌له، مورد وصیت موصیٰ‌به و کسی که به موجب وصیت عهدی ولی بر مورد ثلث یا بر صغیر قرار داده می‌شود وصی نامیده می‌شود.

  26. ماده ۸۲۷

    تملیک به موجب وصیت محقق نمی‌شود مگر با قبول موصیٰ‌له پس از فوت موصیٖ.

  27. ماده ۸۲۸

    هر‌گاه موصیٰ‌له غیر‌محصور باشد مثل اینکه وصیت برای فقرا یا امور عام‌المنفعه شود قبول شرط نیست.

  28. ماده ۸۲۹

    قبول موصیٰ‌له قبل از فوت موصیٖ مؤثر نیست و موصیٖ می‌تواند از وصیت خود رجوع کند حتی در صورتی که موصیٰ‌له موصیٰ‌به را قبض کرده باشد.

  29. ماده ۸۳۰

    نسبت به موصیٰ‌له رد یا قبول وصیت بعد از فوت موصیٖ معتبر است بنابراین اگر موصیٰ‌له قبل از فوت موصیٖ وصیت را رد کرده باشد بعد از فوت می‌تواند آن را قبول کند و اگر بعد از فوت آن را قبول و موصیٰ‌به را قبض کرد دیگر نمی‌تواند آن را رد کند لیکن اگر قبل از فوت قبول کرده باشد بعد از فوت قبول ثانوی لازم نیست.

  30. ماده ۸۳۱

    اگر موصیٰ‌له صغیر یا مجنون باشد رد یا قبول وصیت با ولی خواهد بود.

  31. ماده ۸۳۲

    موصیٰ‌له می‌تواند وصیت را نسبت به قسمتی از موصیٰ‌به قبول کند در این صورت وصیت نسبت به قسمتی که قبول شده صحیح و نسبت به قسمت دیگر باطل می‌شود.

  32. ماده ۸۳۳

    ورثه موصیٖ نمی‌تواند در موصیٰ‌به تصرف کند مادام که موصیٰ‌له رد یا قبول خود را به آن‌ها اعلام نکرده است. اگر تأخیر این اعلام موجب تضرر ورثه باشد حاکم موصیٰ‌له را مجبور می‌کند که تصمیم خود را معین نماید.

  33. ماده ۸۳۴

    در وصیت عهدی قبول شرط نیست لیکن وصی می‌تواند مادام که موصیٖ زنده است وصایت را رد کند و اگر قبل از فوت موصیٖ رد نکرد بعد از آن حق رد ندارد گر چه جاهل بر وصایت بوده باشد.

  34. فصل دوم- در موصیٖ

    ماده ۸۳۵

    موصیٖ باید نسبت به مورد وصیت جائزالتصرف باشد.

  35. ماده ۸۳۶

    هر‌گاه کسی به قصد خودکشی خود را مجروح یا مسموم کند یا اعمال دیگر از این قبیل که موجب هلاکت است مرتکب گردد و پس از آن وصیت نماید آن وصیت در صورت هلاکت باطل است و هر‌گاه اتفاقاً منتهی به موت نشد وصیت نافذ خواهد بود.

  36. ماده ۸۳۷

    اگر کسی به موجب وصیت یک یا چند نفر از ورثه خود را از ارث محروم کند وصیت مزبور نافذ نیست.

  37. ماده ۸۳۸

    موصیٖ می‌تواند از وصیت خود رجوع کند.

  38. ماده ۸۳۹

    اگر موصیٖ ثانیاً وصیتی برخلاف وصیت اول نماید وصیت دوم صحیح است.

  39. فصل سوم- در موصیٰ‌به

    ماده ۸۴۰

    وصیت به صرف مال در امر غیر‌مشروع باطل است.

  40. ماده ۸۴۱

    موصیٰ‌به باید ملک موصیٖ باشد و وصیت به مال غیر ولو با اجازه مالک باطل است.

  41. ماده ۸۴۲

    ممکن است مالی را که هنوز موجود نشده است وصیت نمود.

  42. ماده ۸۴۳

    وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نیست مگر به اجازه وراث و اگر بعض از ورثه اجازه کند فقط نسبت به سهم او نافذ است.

  43. ماده ۸۴۴

    هر‌گاه موصیٰ‌به مال معینی باشد آن مال تقویم می‌شود اگر قیمت آن بیش از ثلث ترکه باشد مازاد مال ورثه است مگر اینکه اجازه از ثلث کند.

  44. ماده ۸۴۵

    میزان ثلث به اعتبار دارایی موصیٖ در حین وفات معین می‌شود نه به اعتبار دارایی او در حین وصیت.

  45. ماده ۸۴۶

    هر‌گاه موصیٰ‌به منافع ملکی باشد دائماً یا در مدت معین به طریق ذیل از ثلث اخراج می‌شود: بدواً عین ملک با منافع آن تقویم می‌شود سپس ملک مزبور با ملاحظه مسلوب‌المنفعه بودن در مدت وصیت تقویم شده تفاوت بین دو قیمت از ثلث حساب می‌شود. اگر موصیٰ‌به منافع دائمی ملک بوده و بدین جهت عین ملک قیمتی نداشته باشد قیمت ملک با ملاحظه منافع از ثلث محسوب می‌شود.

  46. ماده ۸۴۷

    اگر موصیٰ‌به کلی باشد تعیین فرد با ورثه است مگر اینکه در وصیت طور دیگر مقررشده باشد.

  47. ماده ۸۴۸

    اگر موصیٰ‌به جزء مشاع ترکه باشد مثل ربع یا ثلث موصیٰ‌له با ورثه در همان مقدار از ترکه مشاعاً شریک خواهد بود.

  48. ماده ۸۴۹

    اگر موصیٖ زیاده بر ثلث به ترتیب معینی وصیت به اموری کرده باشد ورثه زیاده بر ثلث را اجازه نکنند به همان ترتیبی که وصیت کرده است از ترکه خارج می‌شود تا میزان ثلث و زاید بر ثلث باطل خواهد شد و اگر وصیت به تمام یک‌دفعه باشد زیاده از همه کسر می‌شود.

  49. فصل چهارم- در موصیٰ‌له

    ماده ۸۵۰

    موصیٰ‌له باید موجود باشد و بتواند مالک چیزی بشود که برای او وصیت شده است.

  50. ماده ۸۵۱

    وصیت برای حمل صحیح است لیکن تملک او منوط است بر اینکه زنده متولد شود.

  51. ماده ۸۵۲

    اگر حمل در نتیجه جرمی سقط شود موصیٰ‌به به ورثه او می‌رسد مگر اینکه جرم مانع ارث باشد.

  52. ماده ۸۵۳

    اگر موصیٰ‌لهم متعدد و محصور باشند موصیٰ‌به بین آن‌ها بالسویه تقسیم می‌شود مگر اینکه موصیٖ طور دیگر مقرر داشته باشد.

  53. فصل پنجم- در وصی

    ماده ۸۵۴

    موصیٖ می‌تواند یک یا چند نفر وصی معین نماید در صورت تعداد اوصیا باید مجتمعاً عمل به وصیت کنند مگر در صورت تصریح به استقلال هر یک.

  54. ماده ۸۵۵

    موصیٖ می‌تواند چند نفر را به نحو ترتیب وصی معین کند به این طریق که اگر اولی فوت کرد دومی وصی باشد و اگر دومی فوت کرد سومی باشد و هکذا.

  55. ماده ۸۵۶

    صغیر را می‌توان به اتفاق یک نفر کبیر وصی قرار داد. در این صورت اجرای وصایا با کبیر خواهد بود تا موقع بلوغ و رشد صغیر.

  56. ماده ۸۵۷

    موصیٖ می‌تواند یک نفر را برای نظارت در عملیات وصی معین نماید. حدود اختیارات ناظر به طریقی خواهد بود که موصیٖ مقرر داشته است یا از قرائن معلوم شود.

  57. ماده ۸۵۸

    وصی نسبت به اموالی که بر حسب وصیت در ید او می‌باشد حکم امین را دارد و ضامن نمی‌شود مگر در صورت تعدی یا تفریط.

  58. ماده ۸۵۹

    وصی باید بر طبق وصایای موصیٖ رفتار کند و الا ضامن و منعزل است.

  59. ماده ۸۶۰

    غیر از پدر و جد پدری کس دیگر حق ندارد بر صغیر وصی معین کند.

  60. فصل اول- در موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث

  61. ماده ۸۶۲

    اشخاصی که به موجب نسب ارث می‌برند سه طبقه‌اند: ۱- پدر و مادر و اولاد و اولادِ اولاد. ۲- اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن‌ها. ۳- اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آن‌ها.

  62. ماده ۸۶۳

    وارثین طبقه بعد وقتی ارث می‌برند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد.

  63. ماده ۸۶۴

    از جمله اشخاصی که به موجب سبب ارث می‌برند هر یک از زوجین است که در حین فوت دیگری زنده باشد.

  64. ماده ۸۶۵

    اگر در شخص واحد موجبات متعدده ارث جمع شود به جهت تمام آن موجبات ارث می‌برد مگر اینکه بعضی از آن‌ها مانع دیگری باشد که در این صورت فقط از جهت عنوان مانع می‌برد.

  65. ماده ۸۶۶

    در صورت نبودن وارث امر ترکه متوفی راجع به حاکم است.

  66. فصل دوم- در تحقق ارث

    ماده ۸۶۷

    ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا می‌کند.

  67. ماده ۸۶۸

    مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمی‌شود مگر پس از ادای حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته.

  68. ماده ۸۶۹

    حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق می‌گیرد و باید قبل از تقسیم آن ادا شود از قرار ذیل است: ۱- قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است. ۲- دیون و واجبات مالی متوفی. ۳- وصایای میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده بر ثلث با اجازه آن‌ها.

  69. ماده ۸۷۰

    حقوق مزبوره در ماده قبل باید به ترتیبی که در ماده مزبوره مقرر است تأدیه شود و مابقی اگر باشد بین وراث تقسیم گردد.

  70. ماده ۸۷۱

    هر‌گاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند مادام که دیون متوفی تأدیه نشده است معاملات مزبوره نافذ نبوده و دیان می‌توانند آن را بر هم زنند.

  71. ماده ۸۷۲

    اموال غایب مفقودالاثر تقسیم نمی‌شود مگر بعد از ثبوت فوت او یا انقضای مدتی که عادتاً چنین شخصی زنده نمی‌ماند.

  72. ماده ۸۷۳

    اگر تاریخ فوت اشخاصی که از یکدیگر ارث می‌برند مجهول و تقدم و تأخر هیچ یک معلوم نباشد اشخاص مزبور از یکدیگر ارث نمی‌برند مگر آ‌ن‌که موت به سبب غرق یا هدم واقع شود که در این صورت از یکدیگر ارث می‌برند.

  73. ماده ۸۷۴

    اگر اشخاصی که بین آن‌ها توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آن‌ها معلوم و دیگری از حیث تقدم و تأخر مجهول باشد فقط آ‌ن‌که تاریخ فوتش مجهول است از آن دیگری ارث می‌برد.

  74. فصل سوم- در شرایط و جمله از موانع ارث

    ماده ۸۷۵

    شرط وراثت زنده‌بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد در صورتی ارث می‌برد که نطفه او حین‌الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد.

  75. ماده ۸۷۶

    با شک در حیات حین ولادت حکم وراثت نمی‌شود.

  76. ماده ۸۷۷

    در صورت اختلاف در زمان انعقاد نطفه امارات قانونی که برای اثبات نسب مقرر است رعایت خواهد شد.

  77. ماده ۸۷۸

    هر‌گاه در حین موت مورث حملی باشد که اگر قابل وراثت متولد شود مانع از ارث تمام یا بعضی از وراث دیگر می‌گردد تقسیم ارث به عمل نمی‌آید تا حال او معلوم شود و اگر حمل مانع از ارث هیچ یک از سایر وراث نباشد و آن‌ها بخواهند ترکه را تقسیم کنند باید برای حمل حصه‌ای که مساوی حصه دو پسر از همان طبقه باشد کنار گذارند و حصه هر یک از وراث مراعا است تا حال حمل معلوم شود.

  78. ماده ۸۷۹

    اگر بین وارث غایب مفقودالاثری باشد سهم او کنار گذارده می‌شود تا حال او معلوم شود در صورتی که محقق گردد قبل از مورث مرده است حصه او به سایر وراث برمی‌گردد و الا به خود او یا به ورثه او می‌رسد.

  79. ماده ۸۸۰

    قتل از موانع ارث است بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می‌شود اعم از اینکه قتل بالمباشره باشد یا بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری.

  80. ماده ۸۸۱

    (اصلاحی ۱۳۷۰/۰۸/۱۴) در صورتی که قتل عمدی مورث به حکم قانون یا برای دفاع باشد، مفاد ماده فوق مُجریٰ نخواهد بود.

  81. ماده ۸۸۱ مکرر

    (الحاقی ۱۳۷۰/۰۸/۱۴) کافر از مسلم ارث نمی‌برد و اگر در بین ورثه متوفای کافری مسلم باشد وراث کافر ارث نمی‌برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.

  82. ماده ۸۸۲

    بعد از لعان زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و همچنین فرزندی که به سبب انکار او لعان واقع شده از پدر و پدر از او ارث نمی‌برد لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادری خود و همچنین مادر و خویشان مادری از او ارث می‌برند.

  83. ماده ۸۸۳

    هر‌گاه پدر بعد از لعان رجوع کند پسر از او ارث می‌برد لیکن از ارحام پدر و همچنین پدر و ارحام پدری از پسر ارث نمی‌برند.

  84. ماده ۸۸۴

    ولدالزنا از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی‌برد لیکن اگر حرمت رابطه که طفل ثمره آنست نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری به واسطه اکراه یا شبهه زنا نباشد طفل فقط از این‌طرف و اقوام او ارث می‌برد و بالعکس.

  85. ماده ۸۸۵

    اولاد و اقوام کسانی که به موجب ماده ۸۸۰ از ارث ممنوع می‌شوند محروم از ارث نمی‌باشند بنابراین اولادی کسی که پدر خود را کشته باشد از جد مقتول خود ارث می‌برد اگر وارث نزدیکتری باعث حرمان آنان نشود.

  86. فصل چهارم- در حجب

    ماده ۸۸۶

    حجب حالت وارثی است که به واسطه بودن وارث دیگر از بردن ارث کلاً یا جزئاً محروم می‌شود.

  87. ماده ۸۸۷

    حجب بر دو قسم است: قسم اول آنست که وارث از اصل ارث محروم می‌گردد مثل برادرزاده که به واسطه بودن برادر یا خواهر متوفی از ارث محروم می‌شود یا برادر ابی که با بودن برادر ابوینی از ارث محروم می‌گردد. قسم دوم آنست که فرض وارث از حد اعلی به حد ادنیٰ نازل می‌گردد مثل تنزل حصه شوهر از نصف به ربع در صورتی که برای زوجه اولاد باشد و همچنین تنزل حصه زن از ربع به ثمن در صورتی که برای زوج او اولاد باشد.

  88. ماده ۸۸۸

    ضابطه حجب از اصل ارث رعایت اقربیت به میت است بنابراین هر طبقه از وراث طبقه بعد را از ارث محروم می‌نمایند مگر در مورد ماده ۹۳۶ و موردی که وارث دورتر بتواند به سمت قائم‌مقامی ارث ببرد که در این صورت هر دو ارث می‌برند.

  89. ماده ۸۸۹

    در بین وراثت طبقه اولی اگر برای میت اولادی نباشد اولادِ اولاد او هرقدر که پایین بروند قائم‌مقام پدر یا مادر خود بوده و با هر یک از ابوین متوفی که زنده باشد ارث می‌برند ولی در بین اولاد اقرب به میت ابعد را از ارث محروم می‌نماید.

  90. ماده ۸۹۰

    در بین وراث طبقه دوم اگر برای متوفی برادر یا خواهر نباشد اولاد اخوه هرقدر که پایین بروند قائم‌مقام پدر یا مادر خود بوده با هر یک از اجداد متوفی که زنده باشد ارث می‌برند لیکن در بین اجداد یا اولاد اخوه اقرب به متوفی ابعد را از ارث محروم می‌کند. مفاد این ماده در مورد وارث طبقه سوم نیز مُجریٰ می‌باشد.

  91. ماده ۸۹۱

    وراث ذیل حاجب از ارث ندارد: پدر، مادر، پسر، دختر، زوج و زوجه.

  92. ماده ۸۹۲

    حجب از بعض فرض در موارد ذیل است: الف- وقتی‌که برای میت اولاد یا اولادِ اولاد باشد در این صورت ابوین میت از بردن بیش از یک ثلث محروم می‌شوند مگر در مورد ماده ۹۰۸ و ۹۰۹ که ممکن است هر یک از ابوین به عنوان قرابت یا رد بیش از یک سدس ببرد و همچنین زوج از بردن بیش از یک ربع و زوجه از بردن بیش از یک ثمن محروم می‌شود. ب- وقتی‌که برای میت چند برادر یا خواهر باشد در این صورت مادر میت از بردن بیش از یک سدس محروم می‌شود مشروط بر اینکه: اولاً- لااقل دو برادر یا یک برادر با دو خواهر یا چهار خواهر باشند. ثانیاً- پدر آن‌ها زنده باشد. ثالثاً- از ارث ممنوع نباشد مگر به سبب قتل. رابعاً- ابوینی یا ابی تنها باشند.

  93. فصل پنجم- در فرض و صاحبان فرض

    ماده ۸۹۳

    وراث بعضی به فرض بعضی به قرابت و بعضی گاه به فرض و گاهی به قرابت ارث می‌برند.

  94. ماده ۸۹۴

    صاحبان فرض اشخاصی هستند که سهم آنان از ترکه معین است و صاحبان قرابت کسانی هستند که سهم آن‌ها معین نیست.

  95. ماده ۸۹۵

    سهام معینه که فرض نامیده می‌شود عبارت است از نصف، ربع، ثمن، دو ثلث، ثلث و سدس ترکه.

  96. ماده ۸۹۶

    اشخاصی که به فرض ارث می‌برند عبارتند از مادر و زوج و زوجه.

  97. ماده ۸۹۷

    اشخاصی که گاهی به فرض و گاهی به قرابت ارث می‌برند عبارتند از پدر، دختر و دخترها، خواهر و خواهرهای ابی یا ابوینی و کلاله‌امی.

  98. ماده ۸۹۸

    وراث دیگر به غیر از مذکورین در دو ماده فوق فقط به قرابت ارث می‌برند.

منبع متن: https://www.ekhtebar.ir/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C/ — برای استناد رسمی، متن را با آخرین نسخهٔ پورتال ملی قوانین تطبیق دهید.