چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵
۲۲:۴۹:۰۳

متن قانون

قانون مدنی

۱٬۳۳۶ ماده

  1. مبحث اول- در قصد طرفین و رضای آن‌ها

    ماده ۲۰۱

    اشتباه در شخص طرف به صحت معامله خللی وارد نمی‌آورد مگر در مواردی که شخصیت طرف علت عمده عقد بوده باشد.

  2. ماده ۲۰۲

    اکراه به اعمالی حاصل می‌شود که مؤثر در شخص باشعوری بوده و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود تهدید کند به‌نحوی‌که عادتاً قابل تحمل نباشد. در مورد اعمال اکراه‌آمیز سن و شخصیت و اخلاق و مرد یا زن بودن شخص باید در نظر گرفته شود.

  3. ماده ۲۰۳

    اکراه موجب عدم نفوذ معامله است اگرچه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود.

  4. ماده ۲۰۴

    تهدید طرف معامله در نفس یا جان یا آبروی اقوام نزدیک او از قبیل زوج و زوجه و آباء و اولاد موجب اکراه است. در مورد این ماده تشخیص نزدیکی درجه برای مؤثر بودن اکراه بسته به نظر عرف است.

  5. ماده ۲۰۵

    هر‌گاه شخصی که تهدید شده است بداند که تهدیدکننده نمی‌تواند تهدید خود را به‌موقع اجرا گذارد و یا خود شخص مزبور قادر باشد بر اینکه بدون مشقت اکراه را از خود دفع کند و معامله را واقع نسازد آن شخص مکره محسوب نمی‌شود.

  6. ماده ۲۰۶

    اگر کسی در نتیجه اضطرار اقدام به معامله کند مکره محسوب نشده و معامله اضطراری معتبر خواهد بود.

  7. ماده ۲۰۷

    ملزم شدن شخص به انشای معامله به حکم مقامات صالحه قانونی اکراه محسوب نمی‌شود.

  8. ماده ۲۰۸

    مجرد خوف از کسی بدون آ‌ن‌که از طرف آن‌کس تهدیدی شده باشد اکراه محسوب نمی‌شود.

  9. ماده ۲۰۹

    امضای معامله بعد از رفع اکراه موجب نفوذ معامله است.

  10. مبحث دوم- در اهلیت طرفین

    ماده ۲۱۰

    متعاملین باید برای معامله اهلیت داشته باشند.

  11. ماده ۲۱۱

    برای اینکه متعاملین اهل محسوب شوند باید بالغ و عاقل و رشید باشند.

  12. ماده ۲۱۲

    معامله با اشخاصی که بالغ یا عاقل یا رشید نیستند به واسطه عدم اهلیت باطل است.

  13. مبحث سوم- در مورد معامله

    ماده ۲۱۴

    مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از متعاملین تعهد تسلیم یا ایفاء آن را می‌کنند.

  14. ماده ۲۱۵

    مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلایی مشروع باشد.

  15. ماده ۲۱۶

    مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است.

  16. مبحث چهارم- در جهت معامله

    ماده ۲۱۷

    در معامله لازم نیست که جهت آن تصریح شود ولی اگر تصریح شده باشد باید مشروع باشد و الا معامله باطل است.

  17. ماده ۲۱۸

    (اصلاحی ۱۳۷۰/۰۸/۱۴) هرگاه معلوم شود که معامله با قصد فرار از دین به‌طور صوری انجام شده آن معامله باطل است.

  18. ماده ۲۱۸ مکرر

    (الحاقی ۱۳۷۰/۰۸/۱۴) هرگاه طلبکار به دادگاه دادخواست داده دلائل اقامه نماید که مدیون برای فرار از دین قصد فروش اموال خود را دارد، دادگاه می‌تواند قرار توقیف اموال وی را به میزان بدهی او صادر نماید که در این صورت بدون اجازه دادگاه حق فروش اموال را نخواهد داشت.

  19. مبحث اول- در قواعد عمومی

    ماده ۲۱۹

    عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم‌مقام آن‌ها لازم‌الاتباع است مگر اینکه به رضای طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود.

  20. ماده ۲۲۰

    عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می‌نماید بلکه متعاملین به کلیه نتایجی هم که به‌موجب عرف و عادت یا به‌موجب قانون از عقد حاصل می‌شود ملزم می‌باشند.

  21. ماده ۲۲۱

    اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف مسئول خسارت طرف مقابل است مشروط بر اینکه جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد عرفاً به منزله تصریح باشد و یا بر حسب قانون موجب ضمان باشد.

  22. ماده ۲۲۲

    در صورت عدم ایفای تعهد با رعایت ماده فوق حاکم می‌تواند به کسی که تعهد به نفع او شده است اجازه دهد که خود او عمل را انجام دهد و متخلف را به تأدیه مخارج آن محکوم نماید.

  23. ماده ۲۲۳

    هر معامله که واقع شده باشد محمول بر صحت است مگر اینکه فساد آن معلوم شود.

  24. ماده ۲۲۴

    الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه.

  25. ماده ۲۲۵

    متعارف بودن امری در عرف و عادت به‌طوری‌که عقد بدون تصریح هم منصرف به آن باشد به منزله ذکر در عقد است.

  26. مبحث دوم- در خسارات حاصله از عدم اجرای تعهدات

    ماده ۲۲۶

    در مورد عدم ایفای تعهدات از طرف یکی از متعاملین طرف دیگر نمی‌تواند ادعای خسارت نماید مگر اینکه برای ایفای تعهد مدت معینی مقرر شده و مدت مزبور منقضی شده باشد و اگر برای ایفای تعهد مدتی مقرر نبوده طرف وقتی می‌تواند ادعای خسارت نماید که اختیار موقع انجام با او بوده و ثابت نماید که انجام تعهد را مطالبه کرده است.

  27. ماده ۲۲۷

    متخلف از انجام تعهد وقتی محکوم به تأدیه خسارت می‌شود که نتواند ثابت نماید که عدم انجام به واسطه علت خارجی بوده است که نمی‌توان مربوط به او نمود.

  28. ماده ۲۲۸

    درصورتی‌که موضوع تعهد تأدیه وجه نقدی باشد حاکم می‌تواند با رعایت ماده ۲۲۱ مدیون را به جبران خسارت حاصله از تأخیر در تأدیه دین محکوم نماید.

  29. ماده ۲۲۹

    اگر متعهد به واسطه حادثه که دفع آن خارج از حیطه اقتدار اوست نتواند از عهده تعهد خود برآید محکوم به تأدیه خسارت نخواهد بود.

  30. ماده ۲۳۰

    اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که در صورت تخلف متخلف مبلغی به‌عنوان خسارت تأدیه نماید حاکم نمی‌تواند او را به بیشتر یا کمتر از آن چه که ملزم شده است محکوم کند.

  31. مبحث سوم- در اثر عقود نسبت به اشخاص ثالث

    ماده ۲۳۱

    معاملات و عقود فقط درباره طرفین متعاملین و قائم‌مقام قانونی آن‌ها مؤثر است مگر در مورد ماده ۱۹۶.

  32. مبحث اول- در اقسام شرط

    ماده ۲۳۲

    شروط مفصله ذیل باطل است ولی مفسد عقد نیست: ۱- شرطی که انجام آن غیر‌مقدور باشد. ۲- شرطی که در آن نفع و فایده نباشد. ۳- شرطی که نامشروع باشد.

  33. ماده ۲۳۳

    شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است. ۱- شرط خلاف مقتضای عقد. ۲- شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود.

  34. ماده ۲۳۴

    شرط بر سه قسم است: ۱- شرط صفت ۲- شرط نتیجه ۳- شرط فعل اثباتاً یا نفیاً. شرط صفت عبارت است از شرط راجعه به کیفیت یا کمیت مورد معامله. شرط نتیجه آن است که تحقق امری در خارج شرط شود. شرط فعل آنست که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود.

  35. مبحث دوم- در احکام شرط

    ماده ۲۳۵

    هر‌گاه شرطی که در ضمن عقد شده است شرط صفت باشد و معلوم شود آن صفت موجود نیست کسی که شرط به نفع او شده است خیار فسخ خواهد داشت.

  36. ماده ۲۳۶

    شرط نتیجه درصورتی‌که حصول آن نتیجه موقوف به سبب خاصی نباشد آن نتیجه به نفس اشتراط حاصل می‌شود.

  37. ماده ۲۳۷

    هر‌گاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد اثباتاً یا نفیاً کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را بجا بیاورد و در صورت تخلف طرف معامله می‌تواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفای شرط بنماید.

  38. ماده ۲۳۸

    هر‌گاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجام آن غیر‌مقدور ولی انجام آن به‌وسیله شخص دیگری مقدور باشد حاکم می‌تواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند.

  39. ماده ۲۳۹

    هر‌گاه اجبار مشروط‌علیه برای انجام فعل مشروط ممکن نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمالی نباشد که دیگری بتواند از جانب او واقع سازد طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت.

  40. ماده ۲۴۰

    اگر بعد از عقد انجام شرط ممتنع شود یا معلوم شود که حین‌العقد ممتنع بوده است کسی که شرط بر نفع او شده است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت مگر اینکه امتناع مستند به فعل مشروطٌ‌له باشد.

  41. ماده ۲۴۱

    ممکن است در معامله شرط شود که یکی از متعاملین برای آنچه که به‌واسطه معامله مشغول‌الذمه می‌شود رهن یا ضامن بدهد.

  42. ماده ۲۴۲

    هر‌گاه در عقد شرط شده باشد که مشروط‌علیه مال معین را رهن دهد و آن مال تلف یا معیوب شود مشروطٌ‌له اختیار فسخ معامله را خواهد داشت نه حق مطالبه عوض رهن یا ارش عیب و اگر بعد از آ‌ن‌که مال را مشروطٌ‌له به رهن گرفت آن مال تلف یا معیوب شود دیگر اختیار فسخ ندارد.

  43. ماده ۲۴۳

    هر‌گاه در عقد شرط شده باشد که ضامنی داده شود و این شرط انجام نگیرد مشروطٌ‌له حق فسخ معامله را خواهد داشت.

  44. ماده ۲۴۴

    طرف معامله که شرط به نفع او شده می‌تواند از عمل به آن شرط صرف نظر کند که در این صورت مثل آنست که این شرط در معامله قید نشده باشد لیکن شرط نتیجه قابل اسقاط نیست.

  45. ماده ۲۴۵

    اسقاط حق حاصل از شرط ممکن است به لفظ باشد یا به فعل یعنی عملی که دلالت بر اسقاط شرط نماید.

  46. ماده ۲۴۶

    درصورتی‌که معامله به واسطه اقاله یا فسخ به هم بخورد شرطی که در ضمن آن شده است باطل می‌شود و اگر کسی که ملزم به انجام شرط بوده است عمل به شرط کرده باشد می‌تواند عوض او را از مشروطٌ‌له بگیرد.

  47. فصل پنجم- در معاملاتی که موضوع آن مال غیر است یا معاملات فضولی

    ماده ۲۴۷

    معامله به مال غیر جز به‌عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت نافذ نیست ولو اینکه صاحب مال باطناً راضی باشد ولی اگر مالک یا قائم‌مقام او پس از وقوع معامله آن را اجازه نمود در این صورت معامله صحیح و نافذ می‌شود.

  48. ماده ۲۴۸

    اجازه مالک نسبت به معامله فضولی حاصل می‌شود به لفظ یا فعلی که دلالت بر امضای عقد نماید.

  49. ماده ۲۴۹

    سکوت مالک ولو با حضور در مجلس عقد اجازه محسوب نمی‌شود.

  50. ماده ۲۵۰

    اجازه در صورتی مؤثر است که مسبوق برد نباشد و الا اثری ندارد.

  51. ماده ۲۵۱

    رد معامله فضولی حاصل می‌شود به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر عدم رضای به آن نماید.

  52. ماده ۲۵۲

    لازم نیست اجازه یا رد فوری باشد. اگر تأخیر موجب تضرر طرف اصیل باشد مشارالیه می‌تواند معامله را به هم بزند.

  53. ماده ۲۵۳

    در معامله فضولی اگر مالک قبل از اجازه یا رد فوت نماید اجازه یا رد با وارث است.

  54. ماده ۲۵۴

    هر‌گاه کسی نسبت به مال غیر معامله نماید و بعد از آن به نحوی از انحاء به معامله‌کننده فضولی منتقل شود صرف تملک موجب نفوذ معامله سابقه نخواهد بود.

  55. ماده ۲۵۵

    هر‌گاه کسی نسبت به مالی معامله به‌عنوان فضولی نماید و بعد معلوم شود که آن مال ملک معامله‌کننده بوده است یا ملک کسی بوده است که معامله‌کننده می‌توانسته است از قبل او ولایتاً یا وکالتاً معامله نماید در این صورت نفوذ و صحت معامله موکول به اجازه معامل است و الا معامله باطل خواهد بود.

  56. ماده ۲۵۶

    هر‌گاه کسی مال خود و مال غیر را به یک عقدی منتقل کند یا انتقال مالی را برای خود و دیگری قبول کند معامله نسبت به خود او نافذ و نسبت به غیر فضولی است.

  57. ماده ۲۵۷

    اگر عین مالی که موضوع معامله فضولی بوده است قبل از اینکه مالک معامله فضولی را اجازه یا رد کند مورد معامله دیگر نیز واقع شود مالک می‌تواند هر یک از معاملات را که بخواهد اجازه کند در این صورت هر یک را اجازه کرد معاملات بعد از آن نافذ و سابق بر آن باطل خواهد بود.

  58. ماده ۲۵۸

    نسبت به منافع مالی که مورد معامله فضولی بوده است و همچنین نسبت به منافع حاصله از عوض آن اجازه یا رد از روز عقد مؤثر خواهد بود.

  59. ماده ۲۵۹

    هر‌گاه معامل فضولی مالی را که موضوع معامله بوده است به تصرف متعامل داده باشد و مالک آن معامله را اجازه نکند متصرف ضامن عین و منافع است.

  60. ماده ۲۶۰

    درصورتی‌که معامل فضولی عوض مالی را که موضوع معامله بوده است گرفته و در نزد خود داشته باشد و مالک با اجازه معامله قبض عوض را نیز اجازه کند دیگر حق رجوع به طرف دیگر نخواهد داشت.

  61. ماده ۲۶۱

    درصورتی‌که مبیع فضولی به تصرف مشتری داده شود هر‌گاه مالک معامله را اجازه نکرد مشتری نسبت به اصل مال و منافع مدتی که در تصرف او بوده ضامن است اگرچه منافع را استیفا نکرده باشد و همچنین است نسبت به هر عیبی که در مدت تصرف مشتری حادث شده باشد.

  62. ماده ۲۶۲

    در مورد ماده قبل مشتری حق دارد که برای استرداد ثمن عیناً یا مثلاً یا قیمتاً به بایع فضولی رجوع کند.

  63. ماده ۲۶۳

    هر‌گاه مالک معامله را اجازه نکند و مشتری هم بر فضولی بودن آن جاهل باشد حق دارد که برای ثمن و کلیه غرامات به بایع فضولی رجوع کند و در صورت عالم بودن فقط حق رجوع برای ثمن را خواهد داشت.

  64. فصل ششم- در سقوط تعهدات

    ماده ۲۶۴

    تعهدات به یکی از طرق ذیل ساقط می‌شود: ۱- به‌وسیله وفای به عهد. ۲- به‌وسیله اقاله. ۳- به‌وسیله ابراء. ۴- به‌وسیله تبدیل تعهد. ۵- به‌وسیله تهاتر. ۶- به‌وسیله مالکیت مافی‌الذمه.

  65. مبحث اول- در وفای به عهد

    ماده ۲۶۵

    هر کس مالی به دیگری بدهد ظاهر در عدم تبرع است بنابراین اگر کسی چیزی به دیگری بدهد بدون اینکه مقروض آن چیز باشد می‌تواند استرداد کند.

  66. ماده ۲۶۶

    در مورد تعهداتی که برای متعهدٌله قانوناً حق مطالبه نمی‌باشد اگر متعهد به میل خود آن را ایفا نماید دعوی استرداد او مسموع نخواهد بود.

  67. ماده ۲۶۷

    ایفای دین از جانب غیر‌مدیون هم جائز است اگرچه از طرف مدیون اجازه نداشته باشد ولیکن کسی که دین دیگری را ادا می‌کند اگر با اذن باشد حق مراجعه به او دارد و الا حق رجوع ندارد.

  68. ماده ۲۶۸

    انجام فعلی درصورتی‌که مباشرت شخص متعهد شرط شده باشد به‌وسیله دیگری ممکن نیست مگر با رضایت متعهدٌله.

  69. ماده ۲۶۹

    وفای به عهد وقتی محقق می‌شود که متعهد چیزی را که می‌دهد مالک و یا مأذون از طرف مالک باشد و شخصاً هم اهلیت داشته باشد.

  70. ماده ۲۷۰

    اگر متعهد در مقام وفای به عهد مالی تأدیه نماید دیگر نمی‌تواند به‌عنوان اینکه در حین تأدیه مالک آن مال نبوده استرداد آن را از متعهدٌله بخواهد مگر اینکه ثابت کند که مال غیر و با مجوز قانونی در ید او بوده بدون اینکه اذن در تأدیه داشته باشد.

  71. ماده ۲۷۱

    دین باید به شخص داین یا به کسی که از طرف او وکالت دارد تأدیه گردد یا به کسی که قانوناً حق قبض را دارد.

  72. ماده ۲۷۲

    تأدیه به غیر اشخاص مذکور در ماده فوق وقتی صحیح است که داین راضی شود.

  73. ماده ۲۷۳

    اگر صاحب حق از قبول آن امتناع کند متعهد به‌وسیله تصرف دادن آن به حاکم یا قائم‌مقام او بری می‌شود و از تاریخ این اقدام مسئول خسارتی که ممکن است به موضوع حق وارد آید نخواهد بود.

  74. ماده ۲۷۴

    اگر متعهدٌله اهلیت قبض نداشته باشد تأدیه در وجه او معتبر نخواهد بود.

  75. ماده ۲۷۵

    متعهدٌله را نمی‌توان مجبور نمود که چیز دیگری به غیر آنچه که موضوع تعهد است قبول نماید اگرچه آن شیء قیمتاً معادل یا بیشتر از موضوع تعهد باشد.

  76. ماده ۲۷۶

    مدیون نمی‌تواند مالی را که از طرف حاکم ممنوع از تصرف در آن شده است در مقام وفای به عهد تأدیه نماید.

  77. ماده ۲۷۷

    متعهد نمی‌تواند متعهدٌله را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید ولی حاکم می‌تواند نظر به وضعیت مدیون مهلت عادله یا قرار اقساط دهد.

  78. ماده ۲۷۸

    اگر موضوع تعهد عین معینی باشد تسلیم آن به صاحبش در وضعیتی که حین تسلیم دارد موجب برائت متعهد می‌شود، اگرچه کسر و نقصان داشته باشد، مشروط بر اینکه کسر و نقصان از تعدی یا تفریط متعهد ناشی نشده باشد، مگر در مواردی که در این قانون تصریح شده است. ولی اگر متعهد با انقضای اجل و مطالبه تأخیر در تسلیم نموده باشد، مسئول هر کسر و نقصان خواهد بود اگرچه کسر و نقصان مربوط به تقصیر شخص متعهد نباشد.

  79. ماده ۲۷۹

    اگر موضوع تعهد عین شخصی نبوده و کلی باشد متعهد مجبور نیست که از فرد اعلای آن ایفا کند لیکن از فردی هم که عرفاً معیوب محسوب است نمی‌تواند بدهد.

  80. ماده ۲۸۰

    انجام تعهد باید در محلی که عقد واقع شده به عمل آید مگر اینکه بین متعاملین قرارداد مخصوصی باشد یا عرف و عادت ترتیب دیگری اقتضا نماید.

  81. ماده ۲۸۱

    مخارج تأدیه به عهده مدیون است مگر اینکه شرط خلاف شده باشد.

  82. ماده ۲۸۲

    اگر کسی به یک نفر دیون متعدده داشته باشد تشخیص اینکه تأدیه از بابت کدام دین است با مدیون می‌باشد.

  83. مبحث دوم- در اقاله

    ماده ۲۸۳

    بعد از معامله طرفین می‌توانند به تراضی آن را اقاله و تفاسخ کنند.

  84. ماده ۲۸۴

    اقاله به هر لفظ یا فعلی واقع می‌شود که دلالت بر به هم زدن معامله کند.

  85. ماده ۲۸۵

    موضوع اقاله ممکن است تمام معامله واقع شود یا فقط مقداری از مورد آن.

  86. ماده ۲۸۶

    تلف یکی از عوضین مانع اقاله نیست در این صورت به جای آن چیزی که تلف شده است مثل آن در صورت مثلی بودن و قیمت آن در صورت قیمتی بودن داده می‌شود.

  87. ماده ۲۸۷

    نماآت و منافع منفصله که از زمان عقد تا زمان اقاله در مورد معامله حادث می‌شود مال کسی است که به‌واسطه عقد مالک شده است ولی نماآت متصله مال کسی است که در نتیجه اقاله مالک می‌شود.

  88. ماده ۲۸۸

    اگر مالک بعد از عقد در مورد معامله تصرفاتی کند که موجب ازدیاد قیمت آن شود در حین اقاله به مقدار قیمتی که به سبب عمل او زیاد شده است مستحق خواهد بود.

  89. مبحث سوم- در ابراء

    ماده ۲۸۹

    ابراء عبارت از این است که داین از حق خود به اختیار صرف نظر نماید.

  90. ماده ۲۹۰

    ابراء وقتی موجب سقوط تعهد می‌شود که متعهدٌله برای ابراء اهلیت داشته باشد.

  91. مبحث چهارم- در تبدیل تعهد

    ماده ۲۹۲

    تبدیل تعهد در موارد ذیل حاصل می‌شود: ۱- وقتی‌که متعهد و متعهدٌله به تبدیل تعهد اصلی به تعهد جدیدی که قائم‌مقام آن می‌شود به سببی از اسباب تراضی نمایند در این صورت متعهد نسبت به تعهد اصلی بری می‌شود ۲- وقتی‌که شخص ثالث با رضایت متعهدٌله قبول کند که دین متعهد را ادا نماید. ۳- وقتی‌که متعهدٌله مافی‌الذمه متعهد را به کسی دیگر منتقل نماید.

  92. ماده ۲۹۳

    در تبدیل تعهد تضمینات تعهد سابق به تعهد لاحق تعلق نخواهد گرفت مگر اینکه طرفین معامله آن را صراحتاً شرط کرده باشند.

  93. مبحث پنجم- در تهاتر

    ماده ۲۹۴

    وقتی دو نفر در مقابل یکدیگر مدیون باشند بین دیون آن‌ها به یکدیگر به طریقی که در مواد ذیل مقرر است تهاتر حاصل می‌شود.

  94. ماده ۲۹۵

    تهاتر قهری است و بدون اینکه طرفین در این موضوع تراضی نمایند حاصل می‌گردد بنابراین به محض اینکه دو نفر در مقابل یکدیگر در آن واحد مدیون شدند هر دو دین تا اندازه‌ای که با هم معادله می‌نماید به‌طور تهاتر برطرف شده و طرفین به مقدار آن در مقابل یکدیگر بری می‌شوند.

  95. ماده ۲۹۶

    تهاتر فقط در مورد دو دینی حاصل می‌شود که موضوع آن‌ها از یک جنس باشد با اتحاد زمان و مکان تأدیه ولو به اختلاف سبب.

  96. ماده ۲۹۷

    اگر بعد از ضمان مضمون‌له به مضمون‌عنه مدیون شود موجب فراغ ذمه ضامن نخواهد شد.

  97. ماده ۲۹۸

    اگر فقط محل تأدیه دینین مختلف باشد تهاتر وقتی حاصل می‌شود که با تأدیه مخارج مربوطه به نقل موضوع قرض از محلی به محل دیگری یا به نحوی از انحاء طرفین حق تأدیه در محل معین را ساقط نمایند.

  98. ماده ۲۹۹

    در مقابل حقوق ثابته اشخاص ثالث تهاتر مؤثر نخواهد بود و بنابراین اگر موضوع دین به نفع شخص ثالثی در نزد مدیون مطابق قانون توقیف شده باشد و مدیون بعد از این توقیف از داین خود طلبکار گردد دیگر نمی‌تواند به استناد تهاتر از تأدیه مال توقیف شده امتناع کند.

منبع متن: https://www.ekhtebar.ir/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C/ — برای استناد رسمی، متن را با آخرین نسخهٔ پورتال ملی قوانین تطبیق دهید.